فرار داماد از دست نوعروس ۶۰ روزه / پرونده عجیب در تهران

«به دخترم گفته بودم که این پسر به درد تو نمی‌خورد و با او زندگی خوبی نخواهی داشت اما انگار گوشش بدهکار نبود و می‌گفت: تصمیمش را گرفته و کامران را می‌شناسد.» پدر همزمان با گفتن این حرف‌ها نگاهی هم به دخترش انداخت و یکباره گفت: ولی چه کنم جناب قاضی که جگرگوشه‌ام است و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *